
گلگونه ی مردان خون ایشان است
√[و شبلی گفت] تصوف چیست یا حلاج؟گفت کمترین این است که می بینی!گفت بلندتر کدام است؟ گفت ترا بدان راه نیست... .
√ نقل است که در زندان سیصد کس بودند .چون شب در آمد گفت ای زندانیان شما را خلاص دهم .گفتند چرا خود را خلاص نمی دهی ؟گفت ما در بند خداوندیم اگر خواهیم به یک اشارت همه بندها گشاییم.پس با انگشت اشارت کرد همه بندها از هم فرو ریخت .ایشان گفتند اکنون کجا رویم که در زندان بسته است.اشارتی کرد ،رخن ها بدید آمد.گفت اکنون سر خویش گیرید.گفتند تو نمی آیی؟ گفت ما را با او سری است که جز بر سر دار نمی توان گفت....
√نقل است که شب اول که او را حبس کردند بیامدند او را در زندان ندیدند!جمله زندان بگشتتند کس را ندیدند.شب دوم نه او را دیدند و نه زندان را و هر چند زندان را طلب کردند ندیدند.شب سوم او را در زندان دیدند.گفتند شب اول کجا بودی و شب دوم تو و زندان کجا بودید،اکنون هر دو به دید آمدید این چه واقعه است؟گفت شب اول من به حضرت بودم از آن نبودم.شب دوم حضرت این جا بود از آن هر دو غایب بودیم.شب سوم باز فرستادند مرا برای حفظ شریعت .بیایید و کار خود کنید.
√... پس زبانش ببریدند و نماز شام بود که سرش ببریدند و در میان سر بریدن تبسمی کرد و جان بداد و مردمان خروش کردند و حسین گوی قضا به پایان میدان رضا برد و از یک یک اندام او آواز می آمد که انا الحق ...روز دیگر گفتند که این فتنه بیش از آن خواهد بودپس اعضای او بسوختند از خاکستر آواز انا الحق می آمد...در ماندند و به دجله انداختند بر سر آب همان اناالحق می گفت... .
√...پای بر دار نهاد.گفتند حال چیست؟ گفت معراج مردان برسر دار است.
تذکره الاولیاء


پروژه خاورمیانه بزرگ و تغییر مرزها:
سید جمال الدین اسدآبادی ؛ فراماسون بزرگ قرن:
تاثیر فلسفه نیچه بر فاشیسم:
تاثیر فلسفه ی فردریش نیچه بر اندیشه ها و اشعار علامه اقبال لاهوری:


