تبليغاتX
سالار سیف الدینی

سالار سیف الدینی

نوشته ها و یادداشت های منتشر شده

کلی گویی آفت شعر است،حرف مفت آفت ذهن

 

آنچه اکنون مرا مجبور می کند این کوتاه را بنویسم،حرفهای سراپا مفتی و بی سرو تهی بود که جناب پرویز رجبی در گفتگویش با پیوست روزنامه اعتماد در هفته گذشته انجام داده است.دوستان نزدیک می دانند که این روزها کمترین وقتی برای امور متفرقه ندارم تا چه رسد نوشتن و سرزنش و نقد...ولی شدت عصبانیت با آدمی همه کار می کند...

از این که دیدم روزنامه اعتماد با استاد رجبی گفتگوی طولانی پیرامون تاریخ ایران زمین کرده خوشحال شدم و در فرصتی مناسب شروع به مطالعه کردم.ولی این خوشحالی اندکی بعد تبدیل به عصبانیت شد...

دلمان خوش بود که رجبی تاریخ نویس مدرن و متفاوتی است که میانه اش با جوانان خوب است و حتی وبلاگ نویسی هم می کند.نمی دانستیم قرار است تو زرد از آب درآید.

اگر در گذشته اندک بزرگداشت و کنجکاویی نسبت به نوشته ها و نامه های جناب پرویز رجبی به علت متفاوت بودن آرا و اندیشه هایش داشتم،زین پس اگر نسبت به اندیشه های ایشان کنجکاوی هم داشته باشم به علت جوک های تاریخی شان خواهد بود.

گویا جناب رجبی به کل مشاعر و قوه تمییز خود را از کف داده که این چنین "از بیخ عرب شده" و اینگونه مجیز تازیان ِ نازنین را می گوید.

شاید پیش از این هیچ بنی بشری در جهان حتی به این فکر نفتاده باشد که عرب ها "آدم های صادق" ،"نیکو سرشت" "اهل فرهنگ و یادگرفتن و احترام به فرهنگ سایر ملل" بوده و هستند،تا چه رسد چنین لغوی را ادعا کند.

در ایران به هر کودکی بگوید اعراب ،انسان های نیکو سرشت و اهل فرهنگ هستند از خنده زمین را قاز خواهد گرفت...حال شما تصور کنید کسی پیدا شده می گوید تازیان خانه های فرهنگ داشتند و روزنامه ای هم این مزخرفات را چاپ می کند.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:46  توسط سیف الدینی  | 

 

 

از گهواره تا گور؛ ملی باش

«یک صورت بندی اجتماعی تنها و تا آنجا می تواند خود را بازتولید کند که از طریق شبکه ای از دستگاه ها و روالهای روزمره ،فرد را از گهواره تا گور چونان انسان ملّی بسازد،در عین حالی که انسان اقتصادی،سیاسی،مذهبی... ساخته است.»

"اتین بالیبار،شکل ملت:تاریخ و ایدوئولوژی"

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:56  توسط سیف الدینی  | 

به ایران می اندیشم پس هستم

هنگامی که به خود می اندیشم می گویم من یک «انسان» ام زیرا توانایی اندیشیدن دارم.اما این نکته هم غیرقابل شک است که من عضوی از یک «ملت» هستم چون یک انسان ام،انسان بودن من به واسطه اندیشه ی من است و عضو آن ملت بودن به واسطه انسان بودن ِ من.زیرا اگر انسان نبودم هرگز توانایی عضویت در ملتی نداشتم.پس شک من در این است که آیا انسانیت ِ من نخستین است یا ملیت من؟من انسان ام چون فکر می کنم و چون انسانم عضوی از جامعه و ملت.

بدین ترتیب با دو واقعیت تردید ناپذیر روبرو هستم که خِرد ِ من بی واسطه آن را در جهان امروزین می شناسد.انسانیت من به وسطه امور زیستی و فیزیکی قابل اثبات است و ملیت من به واسطه وابستگی به فرهنگ و تاریخ و خاک و خون ِ مشخص.خاکی که به آن وابستگی دارم ایران نام دارد و من به عنوان یک «انسان ایرانی» در هستی زندگی می کنم.

اما هنگامی که به خویشتن ِ خویش «می اندیشم» نمی توانم میان خود و دیگران تمایزی ببینم مگر اینکه قید ملیت و ایرانی بودن را به انسانیت ام بیافزایم و آنگاه است که «من» ،«من ِ ایرانی» تشخص پیدا می کند.

پس هرچند که انسان بودن من پیش از هر چیز است ولی خویشتن ِ خویش را بدون اندیشه به ملّیتم نمی توانم بیابم.بنابراین برای بودن و ابراز وجود نیاز به تمایز دارم تا نباشم شکلی میان اَشکال.تمایز من در ملّیت من نهفته شده است و برای تشخّص نیاز به آن دارم.از این روست که به ایران می اندیشم پس هستم.

                                     

شامگاه ۱۲ مهر 1388 خورشیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 0:23  توسط سیف الدینی  | 

 

اندر چنین ایام فتنه و فتور، شریفان مالیده شوند و دونان با دستگاه گردند و هر که را قوتی باشد،هر چه خواهد می کند و کار مصلحان ضعیف شود و بدحال گردند و مفسدان توانگر شوند و کمتر کسی به امیری رسد و دون تر کسی عمیدی یابد و فاضلان محروم مانند و هر فرومایه ای باک ندارد که لقب پادشاه و وزیر بر خویشتن نهد و ترکان لقب خواجگان بر خویش نهند و خواجگان لقب ترکان بر خویش بندند و ترک و تازی هر دو لقب عالمان ائمه بر خویش نهند و زنان پادشاه فرمان دهند و کار شریعت ضعیف گردد و رعیت بی فرمان شود و لشکریان دراز دست گردند و تمییز از میان مردم بر خیزد و کس تدارک کارها نکند:اگر تُرکی دَه کدخدای دارد،شاید و اگر تازیکی کدخدایی ده تُرک و امیر کند عیب ندارد.

خواجه نظام الملک توسی،سیاست نامه

به نقل از سید جواد طباطبایی،درآمدی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 16:45  توسط سیف الدینی  | 

تارنمای آریامن

انتشار از کانون پژوهش های دریای پارس

نگاهی به مفاهیم بنیادین ِ

ملّت،ملّیت و ناسیونالیسم

●درآمد:

ناسیونالیسم و فرایافت های وابسته به آن (همچون ملت و ملیت) از چنان گستردگی و پیچیدگی برخوردار است که پرداختن به آن نیازمند بررسی و وسعت نظر بسیاری است.ناسیونالیسم به همان اندازه که ستایش شده است از سوی اندیشمندان و صاحب نظران،مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است.آتش جنگ جهانگیر دوم زمینه پیدایش پیشداوری ها و بهانه تراشی های بسیاری را بر علیه ناسیونالیسم سبب شد.مخالفان سرسخت آن غالبا بیان می دارند که این مکتب شوند پیدایش و فروزش آتش جنگ جهانی بوده و معمولا نظام های فاشیستی سده پیشین را به ناسیونالیسم منتسب می کنند.به این ترتیب نوک تیزترین نقادی ها را به سوی ناسیونالیسم نشانه می روند.

در کشور ما در سه دهه گذشته نویسندگان و اندیشمندان ملی بیش از آن که به بررسی ویژگی های ناسیونالیسم ایرانی و بازتعریف ارزش ها،خواسته ها و برنامه های آن بپردازند بیشتر توان خود را صرف نقد و بررسی جریان های متضاد با ناسیونالیسم ایرانی همچون پان تورانیسم و صهیونیسم و برخی از حرکت های قومی نموده اند. چنانکه بازتولید،تعریف و شناسایی ملی گرایی ایرانی به فراموشی سپرده شد.

از سوی دیگر جنبش های خودجوش میهن پرستانه در میان جوانان ایرانی که دارای گرایش های پرطنین میهنی بود چنان گرفتار "نمادها" و نمادپرستی ها گشته که از تئوری های ناسیونالیستی،هدف،برنامه،استراتژی و تاکتیک و...فاصله ها دارد.این نماد پروری در میان دوستداران هویت ملی نیز تا اندازه ای قابل تفسیر است.اما خلاصه کردن ملیت و ناسیونالیسم ایرانی در نمادهای باستانی،اسطوره ای و حماسی و... در بلند مدت سبب ناامیدی و دلسردی نیز می تواند باشد.گفتمان ناسیونالیسم متضمن برنامه و هدف برای اداره یک سرزمین و یک ملت بر اساس نیازهای ملی است.پیشینه تاریخی یک ملت(افزون بر تشکیل ساختار هویت ملی) تنها می تواند چراغی برای آینده و نردبان پیشرفت باشد.بنابراین در این نوشتار تلاش خواهیم کرد با نگاهی گذرا به تعاریف،اصول و دکترین ناسیونالیسم باردیگر جوهره ی این اندیشه  ی همه انسانی و والا را مرور کنیم.

تعریف(شناسایی) اصول و مبانی ِ نخستین از لحاظ تئوریک دارای اهمیت سرشاری است،به تعبیر سقراط بدون تعریف پدیده ها و روشن نمود حدود و ویژگی های سازنده آنها هیچگاه نمی توان به دستاوردهای سازنده و مطلوبی دست پیدا کرد و بسیاری از گژفهمی ها و مناقشات اجتماعی ما حاصل همین عدم تعریف،شناسایی و همسنجی تعاریف می باشد.در این نوشتار تلاش شده است که در کنار اندیشه ها و نگره های رایج جهانی،دیدگاه های اندیشمندان ناسیونالیست ایران نیز بازتاب داده شود و در هر مورد دیدگاه جامعه روشنفکری و پیشروان ناسیونالیسم ِ ایران مورد بازنگری قرار گیرد.با این هدف که جستارهای پیش نهاد شده تنها در تئوری خلاصه نشده پارادایم های پیاده شده ی آن در کشور ما نیز بررسی گردد...

●درآمد

ملت و تعاریف آن

●تفاوت قوم و ملت

●نقش زبان در تعریف ملت

دولت و تعاریف آن

●دولت ملی چیست؟

●ناسیونالیسم

●دکترین ناسیونالیسم

ناسیونالیسم ایرانی و پیشینه آن

●روح ملی

●ملّیت

●بهره سخن

 

نسخه پی دی اف


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:25  توسط سیف الدینی  | 

تبلیغات ضد ملی در انتخابات سراسری !

 

آنچه که انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را از دوره های قبل متمایز می کرد افزون بر جدل های تلویزیونی نامزدها گونه ی ویژه ای از تبیلغات، پیرامون پاره ای از مشکلات فرهنگی جامعه ما بود.کم و بیش گواه آن بودیم که تمامی نامزدها در برنامه های تبلیغاتی خود از مسائل بی اهمیت قومی در کشور سود برده و در تلاش بودند تا از کاه قومیت ها کوهی بسازند و تنور تبلیغات سیاسی را با هیزم تر ِ قومیت و قومیت گرایی شعله ور سازند.این بدعت ناروا بی شک مشکلات بی پایانی را می تواند در جامعه سیاسی ایران آغاز نماید.

در این گفتار در صدد پاسخ به این پرسش هستیم که آیا همان گونه نامزدها صندلی ریاست جمهوری مکرر بر آن پافشاری می کردند وجود قومیت ها یک فرصت فرهنگی است؟

گویا در این کشور برخی یک شبه به این نتیجه رسیده اند که باید با یک دید باز لیبرالیستی همه قومیت ها را در انتخاب راه و سرنوشت و نیز قومیت گرایان را در مسیر تبلیغات مسموم قومی آزاد گذاشت.چرا که این امر لازمه آزادی بیان و اندیشه و توسعه سیاسی به شمار می رود!


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 17:55  توسط سیف الدینی  | 

پیوند تجددخواهی و دموکراسی با

 ناسیونالیسم ایرانی

در میان جنبش ها و مکتب های فکری زمان ما و به زبان دیگری مکاتبی که برآمده از ذهن مردمان است آیین ناسیونالیسم یکی از اصیل ترین،همه فهم ترین و منطقی ترین آنها به شمار می رود.هر فردی به صورت طبیعی متعارف بایستی منافع خود را بشناسد و با آگاهی از توانایی ها و ناتوانی های خود به راه حل مشکلات پرداخته و زندگی خود را پیش ببرد.جامعه نیز از این مهم برکنار نیست.هر کشوری باید منافع خود را در برش های زمانی مختلف شناسایی کند،نقاط قوت خود را نیرومند تر کرده و نقاط ضعف خود را ترمیم دهد و در نهایت در مسیر به دست آوردن منافع بیشتر و نیرومندتر شدن در جامعه ای بزرگ تر که از اندامان بیشتری تشکیل شده (جامعه جهانی) حرکت نماید.

عرصه سیاست جهانی (بین الملل) از دولت ها و نماینده های آن ها تشکیل شده است و فرض بر این است که دولت ها محصول اراده ملت هایشان هستند.در این میدان هر دولتی تلاش خواهد کرد که منافع ملی کشور خود را در بالا ترین حد از راه دیپلماسی برآورده نماید.شناخت این منافع(که لزوما منافع ملی و بایدها و نبایدهای یک ملت است) از طریق آگاهی به نیازهای ملی امکان پذیر است.نیاز ملی ملت ها در هر برهه در دانش ناسیونالیسم آن ملت قابل بررسی و ارزیابی است زیرا که ملیت آگاهی به فروزه های (صفات) یک ملت است و همه ی مفاهیم اساسی از جمله اقتدار ملی،امنیت ملی،حاکمیت ملی،منافع ملی و... در دایره دانش ناسیونالیسم (1) جایگاه و تعریف مناسب خود را می یابد.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 22:16  توسط سیف الدینی 

از منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد

قدرت طلبی و قدرت دوستی برخی از مسئولان استانی و محلی اصلاح طلب هر روز رنگ دیگری به خود می گیرد.حضراتی که چند سالیست از قدرت به دور بوده اند اکنون بوی کباب به مشامشان خورده و از هر ظرفیتی و هر قشری برای جمع کردن رای سود می برند.حامیان انقلاب فرهنگی یک شبه تبدیل به آزادیخواهان دو آتشه شده اند.همه میکروفون به دست و همه منتقد،همه صاحب نظر و همه خواستار رای اند.همه مدعی اند که در هشت سال حکومت اصلاحات به بهترین نحو از ادعاهای آزادیخواهانه خود دفاع کرده اند امروز بار دیگر می خواهند دوران گل و بلبل اصلاحات را زنده کنند.اصلاح طلبان همشهری از گدایی رای ِ فتنه جویان و لمپن ها و ولگردهای چاله میدان ابایی ندارند.هر کس با هر دیدگاهی پشت تریبون آزاد پرسشی داشته باشد جواب به خواسته های او: آریست.

در این میان رای گرفتن از مشتی عوام زده و بی سواد و احساساتی که تمام عمر به دور از شعور سیاسی و اجتماعی زندگی کرده اند آسان تر از همه است و برای این هدف چه راهی بهتر از تحریک احساسات حقیر و پست ِ قبیله ای مشتی رانده از اجتماع و افلیج مغزی.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 12:1  توسط سیف الدینی  | 

تهدیدات وارده بر منافع ملی

منطقه ی جغرفیایی که میهن ما در آن قرار گرفته از دیر باز دارای حساسیت ویژه ای بوده است همین موقعیت گیتایی (جغرافیایی) باعث شده است تا بسیاری از پژوهشگران و ایرانشناسان تحلیل های خود را از رهگذر جبر جغرافیایی پیش برانند.برخی نیز به مانند رنه گروسه فلات ایران را چهار راه تاریخ نامیده اند.اگر نگاهی به گذشته ی تاریخی ایران و حوادث شیرین و تلخ ِ پیش آمده بر ملت ایران و جامعه ی بزرگ ایرانی بیاندازیم این موضوع بیشتر برای ما روشن خواهد شد.

ملت ایران از طرفی همسایه ی تمدن های بزرگ بشری بوده و از سوی دیگر همجوار اقوام و توده های دور از تمدن.از یک سو با شهریگری های بزرگی همچون بابل و سومر و هند و یونان و روم روبرو شده و از سوی دیگر با ملت های نه چندان با فرهنگی در در چهارجهت.از یک جنبه ی دیگر ناحیه فلات ایران گذرگاه بسیاری از مردمان شرقی در مهاجرت به غرب بوده است.برای نمونه در گذار اقوام زردپوست و بیابانگرد غرب چین به فلات آناتولی در دوران وسطی نواحی شمال ایران به عنوان یک گذرگاه اصلی مورد گذر و البته مورد ایلغار و یغمای این اقوام قرار گرفت  و گاهی نیز پل پیروزی برای غرب در جنگ جهانگیر دوم و دروازه هند برای استعمار انگلستان... .

دکتر اسلامی ندوشن - از پژوهشگران برجسته تاریخ ایران -  بسیاری از خصلت ها و منش های امروزین که در میان مردم  ایران روایی دارد را هوده ی همین حملات،تحمیل ها،موقعیت های خطرناک و مصلحت بینی ها و مصلحت اندیشی ها دانسته است.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:56  توسط سیف الدینی  | 

به یزدان اگر ما خِرد داشتیم ...!

خبری که در روزنامه ها و سایت های اینترنتی با شتاب برق پخش شد برای بسیاری خنده دار و مضحک بود.بسیاری تمسخر کردند و برای بسیاری هم آنقدر بی مقدار نبود که حتی زحمت فکر کردن در مورد آن را به خود ندادند.یک جوان ایرانی به خاطر علاقه به هنرپیشه یک سریال کره ای خودکشی کرد !!!

بیگمان میلیون ها تن این خبر را شنیدند و از کنار آن به سادگی گذشتند ولی بی شک در دل این خبر و خبرهای همانند هزاران سخن و خون دل نهفته است.چرا باید یک جوان که اصولا باید پر از انرژی و امید باشد از برای یک موهوم سینمایی (آن هم سینمای دسته چندم کره که صدا و سیما به خرد مردم می دهد) خودکشی کند؟؟

در اینجا صحبت از آموزش و پرورش اصولی و بنیادی است.سال هاست که جامعه شناسان و کارشناسان از ناتوانی آموزش و پرورش ما از دبستان تا دبیرستان شکوه می کنند.سال هاست که عدم وجود یک آموزش و پرورش نیرومند ملی که بتواند جوانانی آگاه و پرشور و میهن خواه به جامعه تحویل دهد در کشورمان احساس می شود.در حالیکه سیستم آموزشی ما به صورت فشرده دانش آموزان را وادار به مطالعه و کسب نمره می کند کمتر در یادگیری واقعی دانش آموز موثر بوده است.در حالیکه همیشه  مسئولان مملکت آرزو می کنند که جوانانی چنان و فلان به جامعه تحویل دهند و گاه حتی چنین ادعایی هم می کنند واقعیات موجود در اجتماع وارونه این ادعاها را نشان می دهد.شوند بنیادی این مساله نیز در درجه نخست کتاب های درسی و درونمایه آن هاست.کتاب های درسی سازمان آموزشی در کشور ما نه تنها بی محتوا است بلکه  در بیشتر موارد ضد ارزش نیز می تواند تلقی گردد.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:53  توسط سیف الدینی 

زبان پارسی؛سرچشمه کیستی و ملیت ایرانی

 

 

بی شک برای ما ایرانیان پارسی دارای اهمیتی فراتر از یک زبان و یک عامل پیوند با دیگران است.زبان فارسی برای ما افزون بر اهمیت فرهنگی و تاریخی دارای اهمیت سیاسی نیز می باشد.این زبان بیان کننده کیستی و هویت ملتی است که سال های سال زیر سمضربه ی اسبان اقوام مهاجم ایستادگی کرده،گاه پیروز و گاه شکسته خورده از میدان بیرون آمده اما همواره گوهره ی هویتی خود را نگهداشته است.اگر تاریخ و پیشینه ایران را به دو دوره پیش و پس از اسلام بخش کنیم تفاوت های این دو دوره و ریشه دگردیسی های تاریخی را نیز در ایران به راحتی پیدا خواهیم کرد.پیش از یورش اعراب به ایران،این کشور بر نیمی از جهان شهرآیین آن دوره فرمان می راند و طی پانزده سده تنها سه خانواده هخامنش،اشکانی و ساسانی در ایران حکومت سررشته فرمانروایی را در دست که همگی خاندان هایی ایرانی نژاد به شمار می رفتند.اما پس از حمله اعراب (هزار پانصد سال دوم تا پایان دوره پهلوی) سی و پنج خاندان مختلف در کشور ما همراه با خونریزی و کشتار به قدرت رسیدند که از این میان بیست و هفت سلسله از اقوام انیرانی و عمدتا تاتار و مغول بودند.در ایران پیش از حمله اعراب تنها یک یورش خارجی کارساز به مرزهای ایران صورت گرفت و ایرانیان در دوره های اشکانی و ساسانی همواره از کیان کشور به خوبی پاسداری کردند ولی در دوره دوم، در دوره ای که همه بنیان های اجتماعی ایران بر اثر جنگ های بیست و پنج ساله خسروپرویز با رومیان و سپس شیوع وبا و… از هم گسسته بود تقریبا همه یورش های نظامی به ایران موفق بودند و در پایان ِ هر یک ایران به ملک طلق یکی از قلدران تاتار و ترک تبدیل می شد.در این میان مردم این سرزمین بودند که سنگینی همه این حوادث را بر پشت خود احساس می کردند و...


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 13:48  توسط سیف الدینی  | 

حزب حرکت ملی

M.H.P

 

●درآمد

اندیشه ی سیاسی پان ترکیسم (1) از ایدئولوژی هایی بود که در پایانه های حکومت  امپراتوری عثمانی میان نخبگان سیاسی ترک شکل گرفت و گسترش یافت.این اندیشه بر پایه ی تصورات تاریخی و فرهنگی و عمدتا زبانی در صدد متحد کردن همه ی ترکان جهان در یک کشور و در زیر یک حکومت بنام دولت بزرگ توران بزرگ یا ترکیه بزرگ می بود.عمده تاکید پان ترکیست ها در شناسایی و تعریف عنصر ترک بر پایه و اساس زبان مشترک ترکی شکل گرفته است و براین باور است که هر مردمی به این زبان گفتگو کرده یا می کنند وابسته به ملت ترک می باشند.این ایده که ترکان ملتی بزرگ و هم خون مغولان می باشند و در گذشته امپراتوری های نیرومندی را شکل داده اند نخستین بار از سوی نویسندگان غیر ترک و عمدتا یهودی ارائه گردید.چراکه در امپراتوری بزرگ عثمانی  که متشکل از نژادها و ملتهای گوناگون بود،چندان اهمیتی و تاکیدی بر عنصر ترک و زبان ترکی وجود نداشت.چنانکه بسیاری از یونانی ها و اروپایی ها همانند وزیر بزرگ سلطان سلیمان قانونی ( ابراهیم) از مسیحیان مسلمان شده بودند که وارد دربار شده بودند و بسیاری دیگر از امپراتورهای عثمانی از مادران روس و اروپایی متولد شده بودند....


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 13:46  توسط سیف الدینی  | 

طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر مرزها

ماهنامه طرح نو اسفندماه ۸۷

● درآمد:

پروژه موسوم به خاورمیانه بزرگ بخشی از برنامه ای بزرگتر به نام "طرح برای یک قرن جدید آمریکایی" (1) می باشد.بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این طرح به منزله ی مانیفست تاریخی محافظه کاران امریکایی می باشد.بر اساس این طرح ارتش امریکا برای انجام مسئولیت های محوله بسیار کوچکتر از حد انتظار است.برای همین منظور ارتش امریکا بایستی گسترش پیدا کند تا بتواند توانایی حضور در همه نقاط جهان را پیدا کند.یکی دیگر از فازهای مهم این طرح مسئله تامین انرژی ایالات متحده است.به همین منظور طرح خاورمیانه بزرگ بر اساس تکه تکه کردن کشورهای بزرگ منطقه یا تغییر رژیم های سیاسی آن ها تدوین شده است.هر چند اجرای این طرح در قالب برنامه ی طرح برای یک قرن جدید آمریکایی به نومحافظه کاران امریکایی نسبت داده می شود که هم اکنون کاخ سفید را ترک گفته اند ولی باید دانست موسساتی و تئوری پردازانی که این برنامه ها را پیش بینی کرده اند و همچنین سرمایه دارانی که از آن حمایت می کنند (مافیای سیاست جهانی) هنوز دلبستگی فراوانی به اجرای این طرح در نیم سده آینده دارند.

● فایده بحث

هدف ایالات متحده از طرح خاورمیانه بزرگ

بنیادها و افراد همسو:الف) بنیاد پژوهش های سیاسی  ب) اسپانسر های جنبش لیبرال

● ایران و پروژه خاورمیانه بزرگ

حمایت های سیاسی و مالی امریکا از گروه های قومی در ایران

          □ پروژه خاورمیانه بزرگ و کشورهای همسایه ایران

          □ تئوری پردازی های تزریق شده از سوی امریکایی ها

بهره سخن


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 18:57  توسط سیف الدینی  | 

 

پروژه خاورمیانه بزرگ و تغییر مرزها:

نه به طرح استعماری خاورمیانه بزرگ:نئوکان های امریکا در راستای اهداف امپریالیستی خود و تامین منابع انرژی در صد سال آینده در صدد دگردیسی مرزهای خاورمیانه هستند.در این طرح که از سوی کسانی چون رامسفلد،دیک چینی و پل ولفویتز تنظیم شده است مرزهای کشورهای خاورمیانه از جمله ایران و ترکیه بر اساس قومیت های موجود تغییر خواهد نمود.موسسه امریکن اینترپرایز و جامعه باز (وابسته به جرج سروس یهودی) از پیگیران این طرح استعماری می باشند.در این یادداشت افزون بر معرفی موسسات و افراد حامی این طرح به نقل قول هایی از مقامات بلند پایه امنیتی ایالات متحده در در مورد سرمایه گذاری های کلان بر روی اقوام ایرانی اشاره خواهد شد... .

سید جمال الدین اسدآبادی ؛ فراماسون بزرگ قرن:

در این نوشته به شخصیت فریبکار و قدرت طلب شیخ (سید) جمال الدین اسدآبادی و ارتباط گسترده وی با دستگاه فراماسونری از یک سو و وزارت مستعمرات انگلستان از سوی دیگر پرداخته و شرحی گسترده از تلاش ها و همکاری های او با سلطان عثمانی(عبدالحمید) بر علیه ایران داده خواهد شد.سید جمال در راستای همکاری های خود با استعمار انگلستان طرح اتحاداسلام را مطرح کرده و در بیش از ده لژ فراماسونری عضویت داشته و استاد اعظم فرماسونری به شمار می رفت.سیدجمال در راستای سیاست عثمانی و انگلستان میرزا رضای کرمانی را مامور کرد تا میرزای شیرازی را در نجف کشته و سپس دست به ترور ناصرالدین شاه بزند که در ماموریت دوم کامیاب نشد... .

تاثیر فلسفه نیچه بر فاشیسم:

 در این نوشتار به اقتباس های ناروایی که در دوران تسلط فاشیسم بر اروپا از اندیشه های نیچه شد پرداخته خواهد شد... .

تاثیر فلسفه ی فردریش نیچه بر اندیشه ها و اشعار علامه اقبال لاهوری:

در این جستار به مقایسه اندیشه های نیچه و فیخته و هنایش (تاثیر) سیستم فلسفی این دو فیلسوف نامور بر فلسفه "خودی" ِ علامه اقبال لاهوری پرداخته خواهد شد... . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:41  توسط سیف الدینی  | 

 

مفاهیم اساسی در ناسیونالیسم ایران

 ماهنامه طرح نو دی ماه 1387

چکیده اجمالی ِ جستار:

 

به اعتباری می توان ادعا کرد که پیشینه ی ملت گرایی در ایران بسیار دیرینه تر از ناسیونالیسم اروپایی است.

◊ برخی تاریخچه ناسیونالیسم ایرانی را به میانه های دوره قاجار و اندیشه های سیاستمدارانی چون امیرکبیر و میرزا تقی خان و اندیشمندانی چون آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی و طالبوف و... نسبت می دهند،ولی بی شک می توان رگه هایی از دلبستگی به میهن و ملت ،آگاهی ملی و سرنوشت ملی را در دوره های گذشته تاریخ ایران یافت.

بالاترین مفهوم در مکتب ناسیونالیسم ،مفهوم حاکمیت ملی است.دولت ملی در این مکتب با ارزش ترین ایده آل است که هیچ چیز دیگر نمی تواند ورای آن باشد.حاکمیت و دولت مشروعیت خود را از ملت میگیرد.

تظاهرات اندیشه ناسیونالیستی را در هر مقطعی با دو شاخصه مهم می توان شناخت:نخستین ویژگی مخالفت با فردپرستی و هنجارهای مبتنی بر آزدای مطلق افراد و دیگری پیدایش اندیشه ها و وضع قوانینی که موجودیت یک ملت را پاس بدارد.

اندیشه های هگل در مورد موجودیت و چیستی دولت منبع الهام فاشیسم شد.فاشیست ها با الهام از هگل موجودیت دولت را بالاتر از موجودیت همه طبقات می دانستند.در حالی که در مکتب ناسیونالیسم چنین چیزی به هیچ روی پذیرفتنی نیست.از همین منظر فاشیسم و راسیسم را باید شاخه های انحرافی از ناسیونالیسم به شمار آورد.

 

پیش درآمد

● پیشینه ملت گرایی در ایران

● درون مایه ناسیونالیسم

مفاهیم اساسی در ناسیونالیسم: ▪ حاکمیت ملی  ،▪ خاک و ژئوپلوتیک،▪ خون و جمعیت

● ناسیونالیسم اجتماعی و ناسیونالیسم تاریخی

● گونه های ناسیونالیسم

● از میهن دوستی تا میهن پرستی

● رابطه دین و ملیت در ایران

● بهره سخن


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:8  توسط سیف الدینی  | 

 

گویه ی آریا از دید زبان شناسی

نگاهی گذرا به کاربردهای باستانی واژه آریا در ادوار کهن

ماهنامه طرح نو - آبان ماه ۸۷ (متن ویرایش شده)

بنا بر داده های تاریخی ،باستانی و زبان شناسی و نژادشناسی در گذشته های دور مردمانی از نژاد سپید در سرزمین های شمالی دریای مازندارن زندگی می کرند که بعدها با گسترش جمعیت و عوامل دیگر پهنه ی زندگی خود را گسترش دادند و در سرزمین های دیگری نیز نشیمن یافتند.بنا بر تاریخ منظوم ایرانیان در شاهنامه،فریدون پادشاه ایرانی جهان را میان سه فرزند خود یعنی سلم و تور و ایرج تقسیم کرد.این داستان نمادین نیز شاید یادی از گسترش تیره های آریایی درجهان باستان بوده باشد.در مورد محل نخستین زندگی آریاها جستارهای بسیاری روی داده است.نژاد شناسان کلاسیک اروپایی قائل به انگاره ی مهاجرت آریایی ها از سرزمین های سرد شمالی(اباختر) به ایران و هند و اروپا هستند.ولی دانشمندان علم تاریخ امروزه به ویژه در ایران فرضیه مهاجرت را رد می کنند و می گویند که تا حال هیچ دلیل مستند و استواری از سوی دسته ی نخست در مورد قطعی بودن مهاجرت آریایی ها به ایران ارائه نشده است ، آنان می گویند که آریاها به ایران مهاجرت نکرده اند بلکه از آغاز در "منطقه ای از فلات ایران" می زیستند و تنها گسترشی در برهه ای از تاریخ، از گوشه شمالشرقی فلات ایران به سوی سایر سرزمین های ایرانی صورت گرفته است و برای اثبات آن نیز به داستان نمادین شاهنامه استناد میکنند که فریدون جهان را میان سه فرزند خون بخش می کند و غرب را به سلم ،خاور را به تور و ایران را به ایرج واگذار می کند.امروزه به نظر می رسد فرضیه ی مهاجرت آریایی ها از فلات ایران به سایر کوست ها (ناحیه) پذیرفته تر باشد تا انگاره ی مهاجرت از مکانی نامعلوم  و از راه هایی ناشناخته.(1)


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 12:50  توسط سیف الدینی  | 

 
منافع ایران در مناقشه اخیر قفقاز
 
خبرگزاری آران / سرویس گرجستان : این پرسش که منافع ملت ایران در مناقشه اخیر قفقاز کدام گزینه را ترجیح می دهد همان پرسشی است ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کرد...
دخالت ناگهانی و نامتعارف روسیه در مناقشه اخیر قفقاز که البته به اعتباری مسئله امنیتی و داخلی گرجستان به شمار می رود شگفتی همگان را برانگیخت.
با روی کار آمدن ساکاشویلی در گرجستان و برکنار ادوارد شوادنادزه (که خود را بهترین دوست و متحد آمریکا در منطقه می نامید) از مسند ریاست جمهوری، در چند سال گذشته بیش از پیش به زیان منافع روسیه در منطقه قفقاز شمالی تمام شد.در واقع امریکا ترجیح می داد با پشتیبانی از ساکاشویلی ِ جوان و بیشتر غربگرا ابتکار عمل و قدرت مانور بیشتری در منطقه به دست آورد زیرا شواردنادزه هم سیاستمدار کارکشته ای به شمار می رفت و هم پس از 15 سال حکومت بر گرجستان با اقتدار بیشتری می توانست اوضاع را کنترل کند و این هم به نوبه خود با منافع آمریکا در تضاد بود.

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:32  توسط سیف الدینی  | 

نظم نوین آزادگان جهان

  طرح نو.شماره ۱۸ -شهریور ماه ۷۸

 

 

شکست دردآور سپاه ایران در جنگ های قفقاز،غریو بیدار باشی بود که سیاستمدارن و هوشمندان ایران را از خواب سنگین تاریخی به یک باره بیدار نمود و سررشته داران و نخبگان ما را از" تعصیلات تاریخ " به حقیقت تلخ جامعه جهانی پرتاب کرد و با غول بی رحمی آشنا نمود به نام استعمار (امپریالیسم) که اکنون می توانست به راحتی بر مرزهای پارسیان دست اندازی کند.اگر تا زمان نادرشاه و حتی آقامحمدخان قاجار،تسلط بر مرزهای ایران بزرگ رویایی دست نایافتنی به شمار می رفت،اما پس از قتل ناجوانمردانه آقامحمدخان و روی کار آمدن فتحعلی شاه،رقیب دیرینه غربی ها و نماد اصالت مشرق زمین(ایران) همچون مومی در دست استعمار نرم شده بود.

پس از این گسست و قطع روابط سیاسی و سپس فرهنگی ِ سرزمین های ایران ِ بیرونی و با ایران مرکزی، ایرانیان در پی راهکارهایی جهت پیوند دوبار بوده و هستند. اما پیش از هر چیز درک و خودآگاهی ایرانیان از ایرانیت و میراث فرهنگی نیاکان مشترک شان است که آینده این پیوند را مشخص خواهد کرد.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:34  توسط سیف الدینی  | 

 

مرد هزار چهره

 هفته نامه طرح نو،چاپ تبریز،تیر ۸۷،

مقدمه:در اوایل دهه هشتاد سلسله کتاب هایی از سوی انتشارات کارنگ به وسیله فردی با نام جعلی ناصر پورپیرار چاپ و پخش شد که بسیاری از کارشناسان تاریخ و حتی شهروندان عادی را به شگفتی واداشت.ناصر بناکننده با نام مستعار پورپیرار در این کتاب ها همه تاریخ ایران چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام را با ادعاهایی خنده دار به چالش کشیده و تمامی شعور و درک ملت ایران را به سخره گرفت.وی در این نوشته ها منکر وجود هر گونه تاریخ برای ایران شد و شخصیت های ملی ایران همچون فردوسی،زرتشت،کورش،سلمان فارسی،حافظ شیرازی و... را افرادی دروغین یا فاسد و.... شناسانده و همگی را ساخته و پرداخته یهودی ها دانست! از دید وی همه تواریخ اسلامی همانند تاریخ طبری،تاریخ بخارا و حتی تواریخ هردوت و نوشته های ارمنی و رومی و عربی ساخته و پرداخته افرادی بود که در آینده می خواستند با نیات سیاسی خاص نقش ایرانیان را درتاریخ جهان برجسته نمایند.از دید وی حتی کتاب های آسمانی نیز از دستبرد این عده مصون نمانده اند و گویا تمام جهان متحد شده و دست به دست هم داده اند تا برای ایرانیان پیشینه سازی نمایند...


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:2  توسط سیف الدینی  | 

 

                ترکیه در میان دانشجویان ایرانی به دنبال چیست؟ 

هفته نامه طرح نو،چاپ تبریز،تیر 8۷،(متن ویرایش شده)

                                   

در جهان امروز هر کشوری تلاش دارد به هر روشی فرهنگ و رسوم خود را به جهان و کشورهای دیگر عرضه کند و حتی در صورت امکان از این راه سود مادی و اقتصادی از برای خود دست و پا نماید.اما کمتر موردی یافت می شود که دولتی از بودجه رسمی خود، از برای سرمایه گذاری برنامه ریزی شده جهت ایجاد جنبش های جدایی طلبانه میان ملت کشوری دیگر هزینه کند به ویژه اگر آن کشور، کشوری باشد همسایه و نیرومند که توانایی دفاع از مرزهای و یکپارچگی سرزمینی خود را دارد.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 19:56  توسط سیف الدینی  | 

 

شبیه سازی در ناسیونالیسم

این بار در اپوزیسیون

 

در این آشفته بازار سیاست و سیاست بازی در جامعه سیاسی ایران،هر روز سازمانها و گروههای سیاسی جدیدی مانند قارچ از زمین می رویند.هر از گاهی سازمان های چپگرا یا راستگرا با شعارهای تکراری و بدون هدف و برنامه و البته بدون آگاهی از وضعیت سیاسی داخل ایران در فضای آزاد سیاسی اپوزیسیون در برون مرز اعلام موجودیت میکنند و اغلب بدون آنکه بخواهند عاقبت سنجی کنند با چشمان بسته و بی مهابا حکومت اسلامی ایران را هدف قرار می دهند.

به تازگی گروهی به نام سازمان پارس و شورای براندازی با مختصات سایر گروه ها و احزاب جلبکی اپوزیسیون ظاهرا در فرانسه آغاز به کار نموده است و تلاش دارد با استفاده از ظرفیت ها  پتانسیل های ناسیونالیستی ملت ایران از میان ایرانیانی که دارای اندیشه ها و ذهنیت های ناسیونالیستی هستند عضو گیری نماید و آنگونه که به نظر میآید درصدد است افراد ملی گرا را خطاب قرار دهد.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:39  توسط سیف الدینی  | 

 

 

 

تضعیف ایرانیت در سایه خلاء قانونی

طرح نو – چاپ تبريز – خرداد 87

 

پاینده ایران

فرهنگ نهادی است برخاسته از خاک و خون و مقوله ی ملیت آگاهی فرد است به  کیستی ِ ملی و میزان وابستگی اش به ارزش های میهنی و دینی ملت خود.آنچه که امروز بزرگترین سرمایه معنوی ملت و جامعه ی بزرگ ایرانی به شمار می رود،فرهنگ همه انسانی و اهورایی این مردم است که در طول سده ها و هزاره ها به وجود آمده و به هزینه ی زندگی نسل ها و خون شهدای تاریخ ایران پاسداری شده.

ایرانیان از اندک شمار ملت هایی هستند که در درازای تاریخ ویژگی های فرهنگی و تباری خود را حفظ نموده و در برابر سیل ترکتازی های بیگانگان و دشمنان ایران تسلیم نشده اند.بی شک هر توده و ملت دیگری در جایگاه و پایگاه جغرافیایی ایرانیان می بود در برابر انبوه یورش های بیگانه تا کنون از صحنه روزگار زدوده شده بودند.اگر نژاد ایرانی توانسته است در برابر همه ی این ضربات تاکنون ایستادگی کند به یقین در سایه ی فرهنگ خدایی ایرانزمین بوده است.

نیروهای بیگانه به ویژه قدرتهای استعماری و فرماسونری در طی دویست سال گذشته هر چه در توان داشته اند بر پیکر ایران خنجر زدند و تا جایی که توانستند تلاش نمودند جغرافیای آنرا کوچکتر نمایند و این دسیسه های شوم نیز جز در سایه ی همکاری دستگاه فرماسونری در درون هیئت های حاکمه ی فاسد و مراکز استعماری نمی توانست صورت بگیرد.دشمنان اقتدار و نیرومندی ملت ایران همواره و در هر زمان با پنهان شدن زیر نام فریبای دموکراسی و آزادی و حتی جهان وطنی، بیان طرح های خود را آسان تر کرده و از پشت، دشنه بر پیکره ی یکپارچه ی ایران بزرگ زده اند.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:44  توسط سیف الدینی 

 

بنا بر داده های تاریخی ،باستانی و زبان شناسی و نژادشناسی در گذشته های دور مردمانی از نژاد سپید در سرزمین های شمالی دریای مازندارن زندگی می کرند که بعدها با گسترش جمعیت و عوامل دیگر محدوده ی زندگی خود را گسترش دادند و در سرزمین های دیگری نیز نشیمن یافتند.بنا بر تاریخ منظوم ایرانیان در شاهنامه،فریدون پادشاه ایرانی جهان را میان سه فرزند خود یعنی سلم و تور و ایرج تقسیم کرد.این تقسیم بندی و داستان نمادین نیز شاید یادی از گسترش تیره های آرین درجهان باستان بوده باشد.در مورد محل نخستین زندگی آریاها جستارهای بسیاری صورت گرفته است.نژاد شناسان کلاسیک اروپایی قائل به انگاره ی مهاجرت آریایی ها از سرزمین های سرد شمالی به ایران و هند و اروپا هستند.ولی دانشمندان علم تاریخ امروزه به ویژه در ایران فرضیه مهاجرت را رد می کنند و می گویند که تا حال هیچ دلیل مستند و محمکی از سوی دسته ی اول در مورد قطعی بودن مهاجرت آریایی ها به ایران ارائه نشده است ،


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:36  توسط سیف الدینی  | 

 

پس از جنگ جهانی نخست و بر افتادن حکومت ترکان جوان و واگذاری بخش عمده ای از خاک امپراتوری عثمانی به بیگانگان از سوی پان ترکیست های کمیته اتحاد و ترقی ،حکومت نسبتا متعادل مصطفی کمال پاشا در ترکیه به کمک عناصر فراماسون به قدرت رسید و حکومت جمهوری در این کشور تشکیل شد(1923).مصطفی کمال که از سوی یهودیان سالونیک پرورش یافته بود در سنین پیری بر اثر بیماری درگذشت (نک : امپراتوران شاخ زرین) و عصمت اینونو جای وی را به عنوان رئیس جمهور ترکیه پر کرد.آتاترک که به شدت غربگرا بود علیرغم بی میلی غربی ها به ترکیه تمایل زیادی به این کشورها نشان میداد و چون با دولتهای فرانسه و انگلستان در طول جنگ های موسوم به استقلال درگیری نظامی داشت ناچار به سوی آلمان گرایش پیدا کرد.همین سیاست از سوی جانشین وی،عصمت اینونو دنبال شد.همکاری های حکومت اینونو با آلمان در دوران نازی ها به اوج خود رسید.با وجود اینکه ترکیه در آغاز جنگ اعلام بی طرفی نموده بود ولی به صورت پنهانی از نازی ها پشتیبانی میکرد و در آن سو نازی ها نیز اگرچه از حمایت ترکیه برخوردار بوده و آنرا غنیمت می شمردند ولی


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:33  توسط سیف الدینی 

 

 

درس هایی که از ترکمنچای باید آموخت

" ما را رسالت تاریخ می کشد
در پهن صحنه ی پیکارهای داغ
تا مرز ِ پرخطر ِ مرگ و زندگی
ما زنده مانده ایم در آیه های خون
کاین فرمان تاریخ است: تا ایران به جا ماند"
 
تبریز نیوز:سرویس یادداشت: 
 قرارداد ننگین ترکمنچای پس از قرارداد تحمیلی گلستان به عنوان یکی از ننگین ترین قراردادهای تاریخ بر ملت ایران و جامعه بزرگ ایرانی تحمیل شد.در این قرارداد ننگین و نیرنگین دست های آشکار و پنهان استعمار کهن به روشنی قابل تشخیص است.از یک سو اقدامات نظامی و تهدید آمیز روس ها، از سوی دیگر رفتارها و وعده های فریبکارانه انگلستان و در درون هیئت حاکمه ی فاسد، عملکرد خائنانه ی فراماسونهای جهان وطن.
1)در هر دو قرارداد ننگینی که سرزمین های ایرانی قفقاز را از مام میهن جدا کرد و به تسلط سیاسی دولت ایران به این مناطق پایان داد در کنار روس ها دست پلید استعمار انگلساکسون نیز قابل شناسایی است که در آن در دوران کمر به ناتوان ساختن جامعه ایرانی بسته بود.پس از انعقاد قرارداد شوم گلستان سرگور اوزلی نماینده دولت فخیمه لندن به حضور الکساندر اول امپراتور روسیه رسید و به برترین نشان دولت روسیه تزاری مفتخر گردید.وی در پاسخ سپاسگذاری های الکساندر اول در برابر تحمیل قرارداد گلستان به دولت ایران گفت : " اعلی حضرتا این خدمات مختصر من بود و این در اثر اطاعت از اوامر دولت پادشاهی انگلستان می باشد ... ."

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:3  توسط سیف الدینی  | 

 

 

قراردادهای ننگین و رسالت تاریخی ما

 

ماهنامه طرح نو - چاپ تبریز -اسفند ۸۶                                                                                   

                                                       

 

                                                                                                       

 

" از دیوانگان جهان که سرنوشت جهان را در اختیار گرفته اند،چه بگویم؟

از ناشرافتمندان پست نهادی که بر آدمیان مسلط شده اند ولی تاریخ از

 آنها به نیکی یاد می کند چه بگویم؟ _ گئورگی ایوانف"

 

نزدیک به 180 سال از انعقاد پیمان ننگین ترکمنچای میگذرد.دویست سال است که ملت ایران و جامعه بزرگ ایرانی هدف طرح ها و نقشه های شوم استعمار کهن قرار گرفته و در یکی از حساس ترین لحظات تاریخش، در حالکیه سیاستمداران و نخبگانش به تعطیلات تاریخ رفته بودند،دوره ی اندوهبار فترت و تجزیه را آغاز نمود.

زمانی برژینسکی در یکی از نوشتارهای خود چنین گفت : اواسیا (آسیایی میانه و قفقاز) قلب زمین است و هرکس بر این خطه تسلط داشته باشد،جهان  را اداره خواهد کرد..!تکاپوهای استعماری برای حکمرانی بر این بخش از زمین از دویست سال پیش از سوی استعمار انگلساکسون و روس آغاز شد.بهانه های گونه گون تراشیده شد تا نخست این بخش از ایران را به زیر سلطه برده و سپس بافت جمعیتی و فرهنگ ایرانی آنرا را دگرگون سازند.جنگهای ایران و روس که اوج این تکاپوهای استعماری بود  منتهی شد به دو قرارداد نکبت باری که غرور ایرانیان و شیعیان را یکسره لگد مال نمود.قراردادهای گلستان و ترکمنچای حتی از دید معیارهای مورد پسند غربی ها که نام حقوق بشر بر آن نهاده اند نیز مردود و باطل است.یکطرف این قراردادها یعنی روسیه با اعمال تهدید و فشار و به وجود آوردن جو اختناق و وحشت،طرف دیگر یعنی ایران را "مجبور" به پذیرش و امضای معاهدات نمود.در واقع اگر این اکراه و اجبار در کار نمی بود هیچگاه نمایندگان سیاسی ایران زیر بار چنین معاهداتی نمی رفتند و همگان میدانیم که اعمال هرگونه اجبار در هر قراردادی در صورت عدم رضایت طرف مجبور، دلیل بی اعتباری آن قرارداد است.اعمال فشار و اکراه بر یک طرف معاهده سبب زائل شدن عنصر قصد و اراده و رضای طرف ایرانی شد ولی بر اثر فشار و تهدید روسیه و فریب انگلستان نمایندگان ایران مجبور به پذیرش چنین معاهدات ننگینی شدند.امروزه هیچ فردی نمی تواند مدعی رضایت و قصد واقعی طرف ایرانی در امضای چنین قراردادهایی شود و همانگونه که گفتیم؛«عدم رضایت،عدم قصد و اراده ی واقعی و فریب و خدعه » هر یک می توانند باعث بی اعتبار شدن چنین عقودی شوند... و لیکن میل سلطه که در نهاد هر استعمارگری نهفته است در نهایت بر هر اصل حقوق و انسانی چیره می شود به ویژه اگر مرجع رسیدگی و بازبینی نیز نهادی باشد برخاسته از شهوت استعماری ِ همین نیروها.


دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:14  توسط سیف الدینی  | 

ترکیه در میان دانشجویان ایرانی به دنبال چیست؟

 

 

"تمدن ها بنا می شوند.تمدن ها ویران می شوند. وقتی
تمدن ها بنا می شوند،باور کن که بنا می شوند.اما وقتی
ویران می شوند مثل بچه های جرزن که بازی رابه هم میزنند
سلاح بردار.وقتی همه مردم پوستین عوض میکنند،شخصیت
دیگری پیدا میکنند،چند نفرشان را میتوانی بکشی؟"
( اورهان پاموک،زندگی نو)
 در جهان امروز هر کشوری تلاش دارد به هر روشی فرهنگ و رسوم خود را به جهان و کشورهای دیگر عرضه کند و حتی در صورت امکان از این راه سود مادی و اقتصادی از برای خود دست و پا نماید.اما کمتر موردی یافت می شود که دولتی از بودجه رسمی خود، از برای سرمایه گذاری برنامه ریزی شده جهت ایجاد جنبش های جدایی طلبانه میان ملت کشوری دیگر هزینه کند به ویژه اگر آن کشور، کشوری باشد همسایه و نیرومند که توانایی دفاع از مرزهای و یکپارچگی سرزمینی خود را دارد.
 دولت های دموکراتیک نه تنها برای ایجاد یا تقویت حرکت های جدایی خواهانه یا تروریستی در سایر مناطق از بودجه رسمی خود استفاده نمی کنند بلکه با آینده نگری سیاستمدارانه ای همواره هزینه های چنین سرمایه گذاری هایی را از منابع غیر رسمی(اگر نیاز باشد) به طوری که هیچگاه در اسناد و مدارک دولتی ثبت نشود تامین می نمایند. (یکی از این طرق استفاده از درآمدهای حاصل از مواد مخدر می باشد)

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:7  توسط سیف الدینی  | 

 

قوم گرایان تجزیه طلب "نیترات آمنیوم های" جامعه سیاسی ایران

تبریز نیوز

ماده شیمیایی نیترات آمونیوم ماده ای است کم بها و بی ارزش که دسترسی به آن در بیشتر کشورها به راحتی و به فراوانی میسر است.از این ماده اغلب به عنوان کود شیمیایی در کارهای کشاورزی کاربری می شود و از این جهت است که حتی می توان آن را به آسانی و و در صورت نیاز به صورت تن و صد کیلویی از بازار تهیه کرد.با این همه خرید و فروش این ماده شیمیایی ِ به ظاهر بی ارزش در برخی از کشورهای جهان ممنوع می باشد چرا که نیترات آمونیوم در صورت قرار گرفتن در کنار مواد منفجره توانایی تخریب آن را چندین برابر می کند و این امر نیز از چشم گروه های تروریستی و بمبگذار پنهان نیست.دایره های مبارزه با تروریسم کشور نیز می دانند که همین ماده کم بها و بی ارزش و بی خطر اگر در کنار چند کیلو ماده منفجره قرار بگیرد تا چه حد می تواند خطرناک باشد... .

این مقدمه چینی و نمونه جالب آورده شد تا از مدخل آن وارد جستارهای جامعه ی سیاسی ایران شویم.در جامعه سیاسی ما نیز برخی سازمان ها و گروه ها هستند که همچون آمونیوم نیترات دارای ارزش سیاسی و وزنی نمی باشند و از سوی هیچ سازمان سیاسی و یا حزبی جدی گرفته نشده و به رسمیت شناخته نمی شوند.چرا که نه [به اصلاح] رهبران آن دارای پیشینه ی درخشان و پاک سیاسی می باشند و نه خط مشی آن می تواند از سوی یک سازمان سیاسی مشروع پذیرفته شود...!

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:3  توسط سیف الدینی  | 

 

  

   رامبوهای ترک در اقلیم کردستان

تبریزنیوز

کمابیش پس از 9 ماه کش و قوس و تعلل، حمله زمینی ارتش ترکیه به شمال عراق برای (به اصطلاح )سرکوب کردن نیروهای پ.ک.ک در این ناحیه تحقق یافت.

ارتش ترکیه در حالیکه تا چند ماه پیش از مقابله با پ.ک.ک در خاک خود قاصر بود ، اکنون ادعا دارد که برای سرکوب حزب کارگران کردستان برای مدتی کوتاه و به طور موقت وارد خاک کردستان شده است.
البته در این موضوع پروانه دولت آمریکا به آنکارا جهت حمله شمال عراق نیز خود جای بحث دارد.درحالی که تا چند ماه پیش مقامات کشوری و لشکری ترکیه(به درستی) ادعا می کردند که ایالات متحده از پ.ک.ک حمایت نظامی و سیاسی می کند ، چه شد که یک باره همه ی موازنه ها به ضرر پ.ک.ک تغییر یافت؟ و مهم تر از همه ترکیه در مقابل گرفتن اجازه حمله به کردستان چه امتیازی به ایالات متحده داده است؟..

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:1  توسط سیف الدینی 

 

ارزش و ماهیت حقوقی قراردادهای ننگین
 
 قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای که هر یک به فاصله ای کوتاه از یکدیگر به واسطه سیاستهای استعماری روسیه تزاری و دسیسه های استعمار انگلساکسون و در نهایت خیانت هیئت حاکمه ی فاسد و فراماسونری در داخل منعقد شد،سر آغاز پیدایش زخمها و مشکلات عدیده ای چه در ایران و چه در ناحیه قفقاز جنوبی گردید.این دو قرارداد استعماری سبب شد انسجام ملی که با روی کار آمدن شیعیان صفوی در فلات ایران حاکم شده بود،بار دیگر گسسته شود و بسیاری از مردمان ایرانی تبار در آن سوی مرزهای ساختگی قرار بگیرند.چه بسا اگر قراردادهایی از این دست در تاریخ ایران و جهان منعقد نمیگردید،بسیاری از بحران ها و تنش های منطقه ای که جز خسران برای مردمان قفقاز و به ویژه ایران شمالی به بار نیاورد،نیز بروز نمی کرد.
اما در بررسی این قراردادها مانند هر قرارداد دیگری باید دید که این معاهدات تا چه اندازه دارای اعتبار و ارزش حقوقی هستند،پس از ارزیابی حقوقی این پیمان ها است که ارزش و اعتبار مرزهای ساختگی میان ایران و ایران شمالی و ... روشن خواهد شد.به این معنی که منشاء پیدایش چنین مرزهایی که امروزه با آنها مواجهیم ،همان قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای می باشد. پس،فاسد بودن این معاهدات مساوی خواهد بود با بی اعتباری مرزهای به اصطلاح سیاسی و در واقع تحمیلی.

دنباله ی جستار
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 18:52  توسط سیف الدینی  |